سفر شاهزاده رضا پهلوی به بلژیک در آبانماه به میدان کشمکشی سیاسی در بروکسل بدل شده است. حزب لیبرال فرانسویزبان «امآر» به رهبری ژرژ-لویی بوشز پیشنهاد دعوت رسمی از او به مجلس نمایندگان بلژیک را داد، اما پس از توصیه محتاطانه ماکسیم پرهوو، وزیر خارجه، دیدار رسمی ۱۴ آبان لغو شد. در روزهای پیش از این تصمیم، چند تشکل ایرانی خواستار پس گرفتن دعوت شدند و نامهای سرگشاده به هماهنگی پیر گالان، سناتور پیشین بلژیک، از دولت خواست میزبانی از شاهزاده را توصیه نکند. با این همه، تئو فرانکن، وزیر دفاع بلژیک، او را برای سخنرانی ۱۵ آبان در دانشکده سلطنتی نظامی دعوت کرده و شاهزاده رضا پهلوی این دعوت را پذیرفته است.
به ارزیابی تحلیلگران دیار، در میان صداهایی که با این دعوت مخالفت کردند، جریان وابسته به سازمان مجاهدین خلق و شورای ملی مقاومت از همه پرسروصداتر بوده است. یکی از پایگاههای اینترنتی این شورا در آمریکا در یادداشتی درباره دعوت پارلمان بلژیک، شاهزاده را چهرهای رسانهای و نه رهبر اپوزیسیون خواند. این مخالفت پرسشی ساده را پیش میکشد: سازمانی که خود را آلترناتیو دموکراتیک معرفی میکند، با چه کارنامهای درباره مشروعیت دیگران داوری میکند؟
انقلاب ایدئولوژیک ۱۳۶۴ و کنترل زندگی اعضا
در سال ۱۳۶۴، رهبری سازمان مجاهدین خلق آنچه را «انقلاب ایدئولوژیک» نامید اعلام کرد. در جریان آن، مریم عضدانلو از همسرش مهدی ابریشمچی، از اعضای ارشد سازمان، جدا شد و با مسعود رجوی، رهبر سازمان، ازدواج کرد و به همردیفی او در رهبری رسید. ابریشمچی نهتنها از سازمان کنار نرفت، بلکه سالها در شمار چهرههای ارشد آن باقی ماند. این ماجرا آغاز روندی بود که در سالهای بعد به جدایی اجباری زوجها، سپردن کودکان اعضا به دیگران و کنترل کامل زندگی شخصی اعضا در قرارگاههای عراق انجامید.
گزارش سال ۲۰۰۹ موسسه رند درباره قرارگاه اشرف، ساختار سازمان را با ویژگیهای یک فرقه توصیف کرد: کنترل ازدواج و روابط اعضا، جلسات اعتراف اجباری و جدا کردن آنان از خانواده. سازمان دیدهبان حقوق بشر نیز در گزارشی در سال ۲۰۰۵ از روایت اعضای جداشده درباره بدرفتاری و زندانهای درونسازمانی خبر داد.
همکاری با صدام و جنگ با ایران
کارنامه سیاسی سازمان مجاهدین خلق از کارنامه درونسازمانی آن جدا نیست. این سازمان در جنگ ایران و عراق در خاک عراق مستقر شد و با پشتیبانی حکومت صدام حسین علیه ایران جنگید. در مرداد ۱۳۶۷، چند روز پس از پذیرش آتشبس، نیروهای این سازمان با پشتیبانی هوایی عراق به غرب ایران حمله کردند. برای بسیاری از ایرانیان، این همکاری با ارتشی که شهرهای ایران را بمباران میکرد، فراموششدنی نیست.
سازمانی با این پیشینه، طبیعی است که در میان مردم ایران پایگاهی نداشته باشد. همین است که توان آن بیشتر در لابیگری در پارلمانهای غربی و جذب پشتیبانی چهرههایی چون گی فرهوفشتات، نخستوزیر پیشین بلژیک، دیده میشود که سالهاست در گردهماییهای شورای ملی مقاومت شرکت میکند و از برنامه مریم رجوی پشتیبانی کرده است.
چرا دعوت از شاهزاده برای این جریان تهدید است
در ماههای اخیر، از خیزش دیماه تا شعارنویسیهای «جاوید شاه» در خیابانهای ایران، نام شاهزاده رضا پهلوی در داخل کشور به نقطه همگرایی مخالفان جمهوری اسلامی بدل شده است. دعوت پارلمانها و دولتهای اروپایی از او، این واقعیت را در عرصه بینالمللی نیز به رسمیت میشناسد و جایگاهی را که مجاهدین خلق دههها با لابیگری در اروپا برای خود میخواستند، به چالش میکشد.
به ارزیابی تحلیلگران دیار، لغو دیدار رسمی در پارلمان بلژیک بیش از آنکه نشانه ضعف جایگاه شاهزاده باشد، نشان میدهد که پشتیبانی بینالمللی از او آنقدر جدی شده که مخالفانش را به تلاشی هماهنگ واداشته است. محافظهکاری وزارت خارجه بلژیک نیز از این حساسیت جدا نیست.
نتیجه
مخالفت جریانی که زندگی خصوصی اعضایش را در اختیار رهبری گذاشت و در جنگ در کنار ارتش صدام ایستاد، با دعوت از شاهزاده رضا پهلوی، پیش از هر چیز سنجهای برای افکار عمومی اروپاست. پرسش اصلی برای نمایندگان اروپایی این است که کدام صدا ریشه در جامعه ایران دارد؛ سخنرانی ۱۵ آبان در دانشکده سلطنتی نظامی بروکسل فرصتی است تا این صدا بیواسطه شنیده شود.
مخالفت مجاهدین خلق با دعوت از شاهزاده رضا پهلوی، نشانه جدی شدن پشتیبانی اروپا از اوست.

نظرها
هنوز نظری نوشته نشده. اولین نفر باشید.