۱۴۰۵ مهر ۲۷, دوشنبه
ارسال لینک
گزارش اختصاصی دیارتحلیل#شفافیت در اپوزیسیون

مخالفت با جمهوری اسلامی چک سفیدامضا نیست؛ معیار، عملکرد است

تحلیل دیار: منطق جمهوری اسلامی فقط در بیت رهبری و پادگان نیست؛ هرجا قربانیان بر پایه هویت سیاسی‌شان سنجیده شوند، همان منطق بازتولید می‌شود.

مخالفت با جمهوری اسلامی چک سفیدامضا نیست؛ معیار، عملکرد است
تصویر آرشیوی؛ عکس: Crannofonix News، مجوز CC BY 4.0، ویکی‌مدیا کامنز

جمهوری اسلامی را معمولاً با نهادهایش می‌شناسیم: بیت رهبری، سپاه پاسداران، دادگاه انقلاب و زندان. اما یک حکومت ایدئولوژیک تنها مجموعه‌ای از ساختمان‌ها و فرماندهان نیست؛ شیوه‌ای از فکر کردن و رفتار کردن است. به ارزیابی تحلیلگران دیار، این شیوه را می‌توان در جاهایی هم دید که خود را بیرون از حکومت و حتی مخالف آن معرفی می‌کنند: هرجا دروغ جای حقیقت را بگیرد، حذف جای گفت‌وگو را، و نفرت جای همبستگی ملی را.

پرسش اصلی این تحلیل ساده است: آیا اعلام مخالفت با جمهوری اسلامی به‌تنهایی کسی را در صف آزادی ایران قرار می‌دهد؟ پاسخ منفی است. عنوان «منتقد»، «روشنفکر»، «هنرمند» یا «فعال سیاسی» معیار نیست؛ معیار عملکرد است و اینکه نتیجه آن در نهایت به سود چه کسی تمام می‌شود.

گزینش در سوگواری؛ وقتی خون جناح پیدا می‌کند

روشن‌ترین نشانه این منطق، سنجیدن ارزش قربانیان بر پایه هویت سیاسی آنهاست. جمهوری اسلامی سال‌ها همین کار را کرده است: برای کشته‌شدگان نیروهای خود مراسم رسمی برپا کرده و جاویدنامان اعتراضات را حتی از حق یک سوگواری ساده محروم کرده است.

به ارزیابی تحلیلگران دیار، بخشی از چهره‌ها و جریان‌هایی که خود را مخالف حکومت می‌نامند، همین گزینش را تکرار می‌کنند. درباره کودکان میناب که در جنگ جان باختند، به‌درستی سخن می‌گویند، اما درباره کشتار خیزش دی‌ماه سکوت می‌کنند؛ گویی خون معترضانی که در خیابان نام شاهزاده رضا پهلوی را فریاد زدند، ارزش کمتری دارد. گزارش‌هایی که دیار در هفته‌های اخیر منتشر کرده، از جمله جان باختن پیمان قدیری پس از نُه ماه کما و کشته شدن امیرمحمد حاتمی ۱۸ ساله در شاهین‌شهر، نشان می‌دهد این قربانیان شهروندان عادی بودند و هیچ سکوتی را نمی‌توان با اختلاف سیاسی توجیه کرد. خون جناح‌بندی سیاسی ندارد.

سکوت در برابر اعدام و توجیه سرکوب

نشانه دوم، رفتار در برابر اعدام و سرکوب است. کسی که در برابر اعدام معترضان سکوت می‌کند، سرکوب را با «پیچیدگی شرایط» توجیه می‌کند یا هر بار بهانه‌ای تازه برای همراه نشدن با جریان اصلی مخالفان می‌تراشد، صرف‌نظر از عنوانی که برای خود برگزیده، در عمل همان کاری را می‌کند که حکومت از او انتظار دارد: پراکنده نگه داشتن مخالفان.

در این میان، رقابت سیاسی مشروع با دشمنی تفاوت دارد. گفت‌وگو و اختلاف نظر بخشی از هر جنبش دموکراتیک است؛ اما وقتی مخالفت با انتخاب بخش بزرگی از مردم، یعنی حمایت از شاهزاده رضا پهلوی، از مخالفت با خود حکومت شدیدتر می‌شود، باید پرسید این رفتار در خدمت کیست.

از سازمان مجاهدین تا گروه‌های تجزیه‌طلب

به ارزیابی تحلیلگران دیار، همین الگو در جریان‌هایی دیده می‌شود که کارنامه‌شان روشن است. سازمان مجاهدین خلق که در جنگ ایران و عراق در کنار صدام حسین ایستاد و ساختاری فرقه‌گونه دارد، امروز از دموکراسی سخن می‌گوید، اما انرژی اصلی خود را صرف حمله به جریان ملی می‌کند. گروه‌های تجزیه‌طلب نیز، که هدفشان جدا کردن بخشی از خاک ایران است، به ابزار حمله به جریانی ملی بدل شده‌اند که از تمامیت ارضی ایران و حقوق همه هم‌میهنان دفاع می‌کند.

منتقدان همچنین سال‌هاست به لابی‌هایی در غرب اشاره می‌کنند که با تکیه بر زبان حقوق بشر، سیاست تعامل با جمهوری اسلامی را پیش برده‌اند. به ارزیابی تحلیلگران دیار، هر نهادی که به نام ایرانیان سخن می‌گوید باید درباره منابع مالی، هزینه‌ها و تصمیم‌هایش پاسخگو باشد؛ موضوعی که دیار پیش‌تر در تحلیل شفافیت، شرط حفظ اعتماد ایرانیان به آن پرداخته است.

فرهنگ حذف در فضای مجازی

نشانه چهارم، شبکه‌هایی از حساب‌های مجازی است که با گزارش‌دهی جمعی، حذف صداها، تحریف سخنان و تخریب نام و یاد جاویدنامان به مخالفان حکومت می‌تازند. این همان فرهنگ حذفی است که جمهوری اسلامی چهار دهه در رسانه‌های رسمی و دادگاه‌هایش به کار برده است. فرقی نمی‌کند این حساب‌ها مستقیم از سوی نهادهای امنیتی اداره شوند یا از سر کینه سیاسی؛ نتیجه یکی است: ساکت کردن صداهایی که حکومت از آنها می‌ترسد.

معیار برای ایران پس از آزادی

این بحث تنها به امروز مربوط نیست. ایران پس از آزادی با پرونده‌های سنگینی روبه‌رو خواهد بود: بازگرداندن اموال و دارایی‌های مردم، دادخواهی برای قربانیان و بازسازی نهادها. هر جریانی که امروز با دروغ، گزینش در حقیقت و حذف رقیب کار می‌کند، فردا نیز می‌تواند در همین پرونده‌ها مانع‌تراشی کند.

به همین دلیل، به ارزیابی تحلیلگران دیار، باید از ظاهرها عبور کرد. روحانی، نظامی پیشین، نماینده پیشین مجلس، هنرمند، بلاگر یا فعال سیاسی، هیچ عنوانی به‌تنهایی معیار داوری نیست. معیار این است که فرد در برابر اعدام چه می‌کند، درباره قربانیان چگونه سخن می‌گوید و در لحظه تصمیم، در کنار انتخاب ملت می‌ایستد یا در برابر آن.

مخالفت با جمهوری اسلامی چک سفیدامضا نیست؛ هرجا قربانیان بر پایه هویت سیاسی سنجیده شوند، منطق همان حکومت بازتولید می‌شود.

۰
برای نوشتن نظر وارد شوید یا عضو شوید.

هنوز نظری نوشته نشده. اولین نفر باشید.