۱۴۰۵ آبان ۱, جمعه
ارسال لینک

پرچم اسرائیل در دست ایرانیان؛ معیار دوگانه حامیان محور مقاومت

تحلیل دیار: کسانی که چهار دهه هزینه پرچم فلسطین را از سفره ایرانیان پرداختند، امروز ایرانیان حامل پرچم اسرائیل را خائن می‌خوانند؛ معیاری دوگانه.

چرا مهم است: این بحث نشان می‌دهد جمهوری اسلامی و هم‌صدایانش هنوز با برچسب خیانت می‌کوشند انتخاب سیاسی ایرانیان مخالف را بی‌اعتبار کنند.

پرچم اسرائیل در دست ایرانیان؛ معیار دوگانه حامیان محور مقاومت
عکس: Crannofonix News، مجوز CC BY 4.0، ویکی‌مدیا کامنز

در تجمع‌های ایرانیان در شهرهای اروپا و آمریکا، کنار پرچم شیر و خورشید گاه پرچم اسرائیل هم دیده می‌شود. همین تصویر موجی از برچسب «خائن» و «مزدور» را از سوی رسانه‌های جمهوری اسلامی و بخشی از چپ‌گرایان ایرانی برانگیخته است. به ارزیابی تحلیلگران دیار، این خشم بیش از آنکه از دلسوزی برای ایران برخیزد، از معیاری دوگانه می‌آید: همان جریان‌هایی که نزدیک به نیم قرن پرچم فلسطین را به نام ملت ایران برافراشتند، اکنون حق انتخاب دوست و متحد را از خود ایرانیان دریغ می‌کنند.

نیم قرن هزینه از جیب مردم ایران

جمهوری اسلامی از نخستین سال‌های خود «آزادی قدس» را به محور سیاست خارجی‌اش بدل کرد. وزارت خارجه آمریکا در گزارش‌های سالانه تروریسم برآورد کرده است که تهران سالانه تا ۱۰۰ میلیون دلار به گروه‌های مسلح فلسطینی از جمله حماس و جهاد اسلامی می‌دهد و صدها میلیون دلار در سال به حزب‌الله لبنان می‌رساند. سپاه قدس به فرماندهی قاسم سلیمانی مجری اصلی این شبکه بود؛ شبکه‌ای که پول، سلاح و آموزش را از ایران به غزه، لبنان، سوریه و یمن می‌برد.

این هزینه‌ها در اقتصادی خرج شد که سال‌ها زیر تحریم، تورم و فرار سرمایه بود. هر دلاری که به جنگ‌های نیابتی رفت، دلاری بود که به صنعت، بیمه، درمان و معیشت مردم ایران نرسید. مردم این را بارها در خیابان گفتند: شعار «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» از اعتراضات سال‌های گذشته تا خیزش دی‌ماه بارها شنیده شده است. با این حال، تا امروز هیچ نهاد پاسخ‌گویی در جمهوری اسلامی اجازه نیافت این هزینه‌ها را حسابرسی کند و منتقدان آن با برچسب امنیتی روبه‌رو شدند.

کارنامه‌ای که به شکست رسید

به ارزیابی تحلیلگران دیار، نتیجه این سیاست برای ایران جز انزوا نبود. «محور مقاومت» که قرار بود عمق راهبردی جمهوری اسلامی باشد، در جنگ‌های دو سال اخیر فرو ریخت؛ حماس و حزب‌الله ضربه‌های سنگین خوردند، حکومت اسد سقوط کرد و خود ایران به میدان جنگ با آمریکا و اسرائیل بدل شد. اکنون که جمهوری اسلامی در محاصره است و برگ‌های بقایش تمام شده، روشن‌تر از همیشه پیداست که این سرمایه‌گذاری چهل‌ساله نه امنیتی برای ایران خرید و نه آینده‌ای برای فلسطینیان ساخت.

چشم بسته بر کشتار دی و سفیدشویی هفتم اکتبر

معیار دوگانه وقتی آشکارتر می‌شود که واکنش همین جریان‌ها را به دو رویداد کنار هم بگذاریم. حمله حماس در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ که حدود ۱۲۰۰ نفر را در اسرائیل کشت و صدها نفر را به گروگان گرفت، در رسانه‌های جمهوری اسلامی جشن گرفته شد و بخشی از چپ‌گرایان ایرانی آن را «مقاومت» خواندند. در برابر، کشتار معترضان در خیزش دی‌ماه و شب‌های ۱۸ و ۱۹ دی، که خانواده‌های جاویدنامان همچنان برای آن دادخواهی می‌کنند، از سوی همان صداها یا نادیده گرفته شد یا با سکوت گذشت.

جریانی که برای غزه به خیابان می‌آید اما در برابر کشته شدن جوانان ایرانی سکوت می‌کند، به ارزیابی تحلیلگران دیار، دیگر نمی‌تواند خود را مدافع «مظلوم» بنامد. همبستگی‌ای که تنها در یک جهت کار کند، همبستگی نیست؛ موضع‌گیری ایدئولوژیک است.

حق ایرانیان برای انتخاب متحد

ایرانیانی که امروز پرچم اسرائیل را کنار شیر و خورشید بالا می‌برند، پیامی سیاسی می‌دهند: دشمن آنها جمهوری اسلامی است و هر کشوری که با این حکومت روبه‌روست، می‌تواند شریک آزادی ایران باشد. این انتخاب را می‌توان نقد کرد، اما برچسب «سرباز موساد» و «خائن» نقد نیست؛ تکرار همان زبان امنیتی است که جمهوری اسلامی چهار دهه علیه هر مخالفی به کار برده است.

پرسش اصلی همچنان بی‌پاسخ مانده است: چرا برافراشتن پرچم فلسطین به نام ملت ایران، با همه هزینه‌اش برای مردم، «آرمان» شمرده می‌شد، اما همراهی ایرانیان با اسرائیل در برابر حکومتی که آنها را می‌کشد، «خیانت» است؟ تا زمانی که مدافعان این معیار دوگانه به این پرسش پاسخ نداده‌اند، ادعای دفاع از مظلوم از سوی آنها وزنی نخواهد داشت.

به ارزیابی دیار، کسانی که هزینه پرچم فلسطین را از سفره ایرانیان دادند، حق ندارند ایرانیان را برای انتخاب متحدانشان خائن بخوانند.

منابع این گزارش · بر پایه ۱ منبع
برای نوشتن نظر وارد شوید یا عضو شوید.

هنوز نظری نوشته نشده. اولین نفر باشید.