جمهوری اسلامی چهار دهه شبکهای از گروههای مسلح را در منطقه ساخت و آن را «محور مقاومت» نامید. حمله ۷ اکتبر ۲۰۲۳ حماس به اسرائیل نمونه آشکار کارکرد این شبکه در بیرون از مرزها بود. گزارشهای منتشرشده در دیماه ۱۴۰۴ نشان میدهد همین شبکه در روزهای خیزش دی، از جمله ۱۸ دی، به خیابانهای ایران هم آورده شد. این تحلیل میکوشد این دو تصویر را کنار هم بگذارد و نشان دهد چرا برای فهم سرکوب در ایران باید به ماهیت فرامرزی این حکومت نگاه کرد.
گزارشها درباره شبهنظامیان خارجی در سرکوب خیزش دیماه
در روزهای نخست دیماه ۱۴۰۴ گزارشهایی منتشر شد که حدود ۸۰۰ عضو شبهنظامیان شیعه عراقی، از گروههایی چون کتائب حزبالله، نجباء، سیدالشهدا و سازمان بدر، با پوشش زیارت مشهد از گذرگاههای شلمچه، چذابه و خسروی وارد ایران شده و پس از تجمع در پایگاهی در اهواز به شهرهای مختلف فرستاده شدهاند. یک منبع امنیتی عراقی بعدتر به سیانان گفت در هفتههای پیش از آن نزدیک به پنج هزار نیروی شبهنظامی عراقی به ایران رفتهاند. گزارش دیگری از جذب نیرو با دستمزد ۶۰۰ دلاری و عبور بیش از ۶۰ اتوبوس از مرز تا ۲۱ دی خبر داد.
سازمان حقوق بشر ایران نیز از قول منابعی گزارش داد نیروهای سرکوب در برخی شهرها فارسی نمیدانستند و یک شاهد در کرج گفت مأموران به عربی سخن میگفتند. دولت آمریکا در همان روزها به جمهوری اسلامی درباره به کار گرفتن شبهنظامیان خارجی علیه معترضان هشدار داد، و کتائب حزبالله در ۶ بهمن آشکارا از نیروهایش خواست برای دفاع از جمهوری اسلامی آماده شوند. مشاور امنیتی نخستوزیر عراق این گزارشها را «گمراهکننده» خواند. شمار دقیق این نیروها هنوز بهطور مستقل تأیید نشده، اما گستره و همسویی گزارشها از منابع گوناگون قابل چشمپوشی نیست.
یک شبکه، دو جبهه
به ارزیابی تحلیلگران دیار، کنار هم گذاشتن ۷ اکتبر و ۱۸ دی بیش از یک قیاس تبلیغاتی است. منطق هر دو یکی است: حکومتی که مشروعیت خود را از مردمش نمیگیرد، به نیروهایی تکیه میکند که وفاداریشان نه به ملت ایران، بلکه به ساختار ایدئولوژیک و مالی آن است. همان پول و سلاحی که سالها از سفره ایرانیان به حماس، حزبالله و شبهنظامیان عراقی رسید، در روز بحران برای سرکوب همان ایرانیان بازگشت.
این الگو تازه نیست. دیار پیشتر نوشته بود که جمهوری اسلامی بقای خود را به ارعاب معترضان دی سپرده است و کسانی که چهار دهه هزینه محور مقاومت را از سفره ایرانیان پرداختند اکنون معیاری دوگانه پیش میگیرند. حضور نیروهای غیرایرانی در خیابانهای ایران حلقه پایانی همین زنجیره است: ارتش ایدئولوژیک فرامرزی که برای «صدور انقلاب» ساخته شد، به ابزار نگه داشتن حکومت در برابر ملت تبدیل شده است.
معنای آن برای انقلاب ملی ایران
نخست، این واقعیت روایت حکومت را که معترضان را «عوامل بیگانه» مینامد وارونه میکند؛ نیروی بیگانه در خیابانهای دیماه، شبهنظامیانی بودند که خود حکومت آورد. دوم، پرونده سرکوب خیزش دی تنها پروندهای داخلی نیست و پای گروههایی را به میان میکشد که در فهرستهای تروریستی کشورهای غربی قرار دارند؛ این برای پیگیری حقوقی جنایتها در مجامع بینالمللی اهمیت دارد. سوم، نشان میدهد پایه اجتماعی حکومت چنان فرسوده است که برای سرکوب به نیروی وارداتی نیاز دارد.
برای جامعه جهانی هم پیام روشن است: تهدیدی که جهان در ۷ اکتبر دید و ستمی که ایرانیان در ۱۸ دی تجربه کردند، از یک سرچشمه میآید. پایان جمهوری اسلامی هم برای امنیت منطقه و هم برای آزادی ایرانیان یک راهحل مشترک است.
شبهنظامیانی که جمهوری اسلامی با پول ایرانیان برای منطقه ساخت، در خیزش دیماه به گزارش منابع گوناگون به سرکوب خود ایرانیان آورده شدند.

نظرها
هنوز نظری نوشته نشده. اولین نفر باشید.