تجمع شنبه ۱۶ آبان حامیان شاهزاده رضا پهلوی در پارک اوست فرانکفورت فقط یک نمایش جمعیت نبود. به گفته جلال جنتی، نویسنده دیار، و روایت یکی از هممیهنان حاضر در تجمع، زنان محجبه بسیاری در میان جمعیت بودند که از سوی دیگر شرکتکنندگان با گل و احترام پذیرفته شدند. به ارزیابی تحلیلگران دیار، همین تصویر ساده یکی از پایدارترین روایتهای تبلیغاتی جمهوری اسلامی درباره انقلاب ملی ایران را زیر سؤال میبرد.
روایتی که جمهوری اسلامی میسازد
دستگاه تبلیغاتی جمهوری اسلامی و همراهانش در فضای مجازی سالهاست میکوشند هواداران پادشاهی را جریانی معرفی کنند که با باورهای دینی بخشی از جامعه دشمنی دارد و در صورت پیروزی، ایرانیان مذهبی را کنار میگذارد. هدف این روایت روشن است: ترساندن آن بخش از جامعه که به دین پایبند است اما از جمهوری اسلامی بریده، و نگه داشتن آن در کنار حکومت یا دستکم در سکوت.
این روایت بهویژه پس از خیزش دیماه پررنگتر شد؛ زمانی که نام شاهزاده رضا پهلوی و پرچم شیر و خورشید به نماد اصلی اعتراضات در شهرهای مختلف ایران تبدیل شد. حکومتی که دیگر نمیتواند پشتیبانی اکثریت را ادعا کند، تلاش میکند میان مخالفانش شکاف مذهبی بسازد.
آنچه در فرانکفورت دیده شد
برای تجمع فرانکفورت ۲۴ هزار نفر ثبتنام کرده بودند و ایرانیانی از شهرها و کشورهای مختلف اروپا در آن حضور داشتند. در چنین جمعیتی، حضور زنانی با حجاب در کنار زنان بیحجاب، جوانان و سالمندان، و خانوادههایی با پیشینههای گوناگون، تصویری از جامعه ایران را نشان داد که جمهوری اسلامی چهار دهه کوشیده آن را تکهتکه کند.
در این صحنه شیوه برخورد اهمیت دارد. به ارزیابی جنتی، این هممیهنان در امنیت و آزادی کامل در تجمع بودند و محبت و احترام دیگر شرکتکنندگان جایگاه آنان را تعیین میکرد. او این صحنه را پاسخی عملی به پروپاگاندای ضدملی میداند و میگوید ایران فردا از آن همه ایرانیانی است که دستشان به خون و مال مردم آلوده نیست.
موضع شاهزاده رضا پهلوی
این تصویر با آنچه شاهزاده رضا پهلوی بارها گفته همخوان است. او از ایرانی سکولار و دموکراتیک سخن میگوید که در آن دین از حکومت جداست و هر شهروند در انتخاب پوشش و باور خود آزاد است؛ نه حجاب اجباری و نه منع حجاب. او پس از دریافت جایزه آزادی در سخنرانی فرانکفورت نیز تأکید کرد که آینده ایران با رأی آزاد مردم تعیین خواهد شد.
جدایی دین از حکومت در این نگاه به معنای دشمنی با دین نیست. حجاب اجباری که جمهوری اسلامی با گشت ارشاد، جریمه، بازداشت و خشونت تحمیل کرده، بیش از هر چیز به اعتبار خود حجاب در جامعه آسیب زده است. زنانی که آزادانه پوشش خود را انتخاب میکنند و در تجمعی برای آزادی ایران کنار دیگران میایستند، تفاوت میان باور شخصی و دین حکومتی را به روشنترین شکل نشان میدهند.
حضور آزادانه زنان محجبه در تجمع فرانکفورت نشان داد انقلاب ملی ایران مرز میان ایرانیان را نه باور، که همراهی یا همدستی با سرکوب میداند.
اهمیت برای انقلاب ملی
جمهوری اسلامی برای بقا به ترس از آینده نیاز دارد: ترس از تجزیه، ترس از هرجومرج، و ترس بخشی از جامعه از انتقام. هر صحنهای که این ترسها را بیپایه نشان دهد، پایگاه حکومت را کوچکتر میکند. تجمع فرانکفورت، که تهدیدهای جمهوری اسلامی حتی بر برگزاری آن سایه انداخت، چنین صحنهای بود.
معیاری که نویسنده دیار پیش میگذارد، معیار روشنی است: نه پوشش و نه باور، بلکه نقش هر فرد در سرکوب و غارت مردم. بر این پایه، ایرانیان مذهبی که از جمهوری اسلامی جدا شدهاند، نه تنها جایی در ایران فردا دارند، بلکه بخشی از نیروی انقلاب ملیاند. پیام فرانکفورت به این بخش از جامعه این بود که در صف آزادی ایران جایشان محفوظ است و با احترام پذیرفته میشوند.

نظرها
هنوز نظری نوشته نشده. اولین نفر باشید.