خبری که یاسمین پهلوی جمعه ۱۵ آبان اعلام کرد، فراتر از لغو یک سخنرانی است. به گفته او، پلیس فرانکفورت به شاهزاده رضا پهلوی گفته است که به دلیل تهدید جمهوری اسلامی به خشونت علیه جمعیت، نمیتواند در تجمع شنبه حامیانش حاضر شود و سخن بگوید. جزئیات این تصمیم را دیار پیشتر گزارش کرده است. پرسش اصلی این است که آیا تهدید و ارعاب میتواند در یک دموکراسی اروپایی تعیین کند چه کسی حق سخن گفتن دارد و چه کسی باید سکوت کند.
پلیس فرانکفورت تا زمان نوشتن این تحلیل درباره این تصمیم توضیحی عمومی نداده است. اگر روایت یاسمین پهلوی تأیید شود، آلمان با پرسشی جدی درباره عملکرد نهادهایی روبهروست که وظیفه دارند هم امنیت و هم آزادیهای مدنی را تضمین کنند.
یک الگوی تکرارشونده
این نخستین بار نیست که حضور شاهزاده رضا پهلوی در آلمان با ملاحظات امنیتی و سیاسی گره میخورد. در فوریه ۲۰۲۵ دعوت او به کنفرانس امنیتی مونیخ لغو شد و برگزارکنندگان تأیید کردند که این تصمیم پس از مشورت با دولت آلمان گرفته شده است. در آوریل ۲۰۲۶ نیز پس از یک نشست خبری در برلین، مردی مایعی قرمزرنگ به سوی او پرتاب کرد و پلیس آلمان ضارب را بازداشت کرد.
همین هفته در بلژیک هم تصویر مشابهی دیده شد. تئو فرانکن، وزیر دفاع بلژیک، گفت جمهوری اسلامی کوشید سخنرانی شاهزاده رضا پهلوی در آکادمی نظامی سلطنتی را با تهدید متوقف کند. تفاوت در واکنش است: در بروکسل سخنرانی برگزار شد و وزیر دفاع تهدید را علنی کرد؛ در فرانکفورت، به روایت یاسمین پهلوی، نتیجه تهدید محدود شدن خود سخنران بوده است.
امنیت برای آزادی یا محدود کردن آزادی برای امنیت
وظیفه پلیس در یک کشور قانونمدار حفاظت از حق قانونی شهروندان و مهمانان برای برگزاری تجمع و سخنرانی است. برای تجمع شنبه ۳۰ هزار نفر ثبتنام کردهاند و شهرداری فرانکفورت محل آن را به دلایل ایمنی به پارک اُست منتقل کرده است؛ یعنی نهادهای آلمانی از ابعاد این رویداد خبر داشتند و برای آن برنامهریزی کرده بودند. حفاظت از جان شرکتکنندگان بیتردید ضروری است و یاسمین پهلوی نیز احترام خود را به ماموران پلیس اعلام کرده است. اما وقتی پاسخ به تهدید، کنار گذاشتن هدف تهدید باشد، تهدیدکننده به خواستهاش رسیده است.
باید میان تهدیدهایی که به جمهوری اسلامی نسبت داده میشود، اقدام افراد و گروههای مخالف، و تصمیمهای مستقل نهادهای آلمانی تفاوت گذاشت. هر تهدیدی را نمیتوان بدون سند به دستور مستقیم حکومت تهران نسبت داد. با این حال سابقه جمهوری اسلامی در اروپا روشن است: دادگاهی در بلژیک در سال ۲۰۲۱ اسدالله اسدی، دیپلمات جمهوری اسلامی، را به دلیل طرح بمبگذاری در گردهمایی مخالفان در نزدیکی پاریس به ۲۰ سال زندان محکوم کرد. تهدید علیه گردهمایی ایرانیان مخالف در اروپا فرضیه نیست؛ پرونده قضایی دارد.
آنچه برای ایران و انقلاب ملی معنا دارد
جمهوری اسلامی در داخل ایران با اعدام معترضان خیزش دیماه، قطع اینترنت و بازداشت گسترده صدای مردم را خاموش میکند. اگر همان منطق ارعاب بتواند در خاک اروپا هم تعیین کند چه کسی سخن بگوید، سرکوب فرامرزی از تهدید به نتیجه رسیده است. یاسمین پهلوی در پیام خود نوشت: «نباید اجازه دهیم جمهوری اسلامی سرکوب خود را به اروپا صادر کند.»
برای ایرانیانی که شنبه در فرانکفورت گرد میآیند، موضوع فقط یک سخنرانی نیست. جایزه آزادی بنیاد فریدریش ناومان امسال به ملت ایران اهدا میشود و شاهزاده رضا پهلوی آن را بهصورت امانی دریافت میکند. محدود کردن حضور او در تجمعی که به همین مناسبت برگزار میشود، پیامی متناقض به ایرانیان و به حکومت تهران میفرستد.
نتیجه
آزادی بیان یعنی به رسمیت شناختن حق سخن گفتن، حتی برای کسی که با او مخالفیم. مخالفان حق اعتراض دارند، اما هیچ حکومت یا گروهی حق ندارد با تهدید صدای دیگران را خاموش کند. معیار یک دموکراسی نبود تهدید نیست، بلکه توانایی حاکمیت قانون در ایستادن در برابر آن است. پرسشی که اکنون پیش روی مقامهای آلمانی است، این است که امنیت را برای حفاظت از آزادی تأمین میکنند یا آزادی را برای مدیریت تهدیدها محدود میکنند. پاسخ این پرسش شنبه در فرانکفورت روشنتر میشود.
وقتی پاسخ به تهدید، کنار گذاشتن هدف تهدید باشد، تهدیدکننده به خواستهاش رسیده است.

نظرها
هنوز نظری نوشته نشده. اولین نفر باشید.