کمک مالی به نام انقلاب؛ شفافیت، شرط حفظ اعتماد ایرانیان
تحلیل · ۲۶ مهر ساعت ۱۴:۲۹ · خبرنگار اختصاصی دیار
تحلیل دیار: جمعآوری کمک مالی به نام انقلاب ملی ایران بدون حسابرسی و گزارش عمومی، اعتماد ایرانیان را میفرساید و تنها به سود جمهوری اسلامی است.
هر تحول بزرگ سیاسی به پول نیاز دارد و هر جا پول زیادی در گردش باشد، خطر سوءاستفاده هم وجود دارد. انقلاب ملی ایران از این قاعده مستثنا نیست. در ماههای پس از خیزش دیماه و جنگ، کارزارهای متعددی در میان ایرانیان خارج از کشور برای کمک به مجروحان، خانوادههای جاویدنامان، زندانیان سیاسی و رسانههای تازه به راه افتاده است. به ارزیابی تحلیلگران دیار، مسئله اصلی در این میان خود پول نیست، بلکه اعتمادی است که پشت امید ایرانیان به آزادی قرار دارد و با هر کارزار مبهم آسیب میبیند.
چرا شفافیت مالی موضوعی سیاسی است
ایرانیانی که برای یک مجروح خیزش، یک خانواده داغدار یا یک پروژه رسانهای پول میفرستند، در واقع به انقلاب ملی ایران اعتماد میکنند. وقتی سرنوشت این پولها روشن نمیشود، آسیب تنها به جیب کمککنندگان نمیرسد؛ اعتماد عمومی به کل جنبش میشکند. کمککنندهای که یک بار فریب خورده، دفعه بعد حتی به نیازمندترین هممیهن خود هم کمک نمیکند.
این بدبینی همان چیزی است که دستگاه تبلیغاتی جمهوری اسلامی سالهاست میخواهد بسازد: تصویر اپوزیسیونی که به گفته آن «پولپرست» و «پراکنده» است. هر کارزار بیحسابوکتاب، مواد خام این روایت را فراهم میکند. بدتر آنکه چون بیشتر این کارزارها به نام شاهزاده رضا پهلوی یا با استفاده از تصویر و نام او تبلیغ میشوند، بدنامی کار چند نفر به پای رهبری انقلاب نوشته میشود؛ رهبریای که خود هیچ نقشی در آن کارزارها نداشته است.
پیشینه: صندوقهایی که پاسخ ندادند
تجربه سالهای گذشته نشان میدهد این نگرانی بیپایه نیست. در دورههای مختلف، صندوقهایی با عنوان حمایت از اعتصابها، راهاندازی تلویزیون یا کمک به آسیبدیدگان در فضای مجازی پول جمع کردند و بعد گزارش روشنی از هزینهها منتشر نشد یا میان گردانندگان آنها بر سر پول اختلاف افتاد. در هر بار، آنچه باقی ماند تردید عمومی بود، نه تلویزیون یا کمک وعدهدادهشده.
نکته دیگر، پیشینه سیاسی گردانندگان کارزارهاست. کسی که از ایرانیان پول جمع میکند، باید روشن کند که در گذشته کجا ایستاده، با چه گروههایی کار کرده و امروز با چه کسانی همکاری دارد. انقلاب ملی ایران مرزهای روشنی دارد: پیوند با سازمان مجاهدین خلق یا گروههای تجزیهطلب با آرمان یک ایران آزاد، یکپارچه و دموکراتیک سازگار نیست، و ایرانیان حق دارند پیش از کمک، از این پیوندها آگاه باشند. همین چندی پیش، شایعهسازی درباره اختلاف در اردوگاه شاهزاده رضا پهلوی نشان داد که هر ابهامی چگونه به ابزاری علیه انقلاب تبدیل میشود.
معیارهایی برای کمک آگاهانه
به ارزیابی دیار، چند معیار ساده میتواند کمککنندگان را از سوءاستفاده حفظ کند:
- نهاد ثبتشده: کمک به سازمانی که در یک کشور دموکراتیک به عنوان نهاد خیریه یا غیرانتفاعی ثبت شده و حسابهایش زیر نظر قانون است، بسیار امنتر از کمک به حساب شخصی است.
- گزارش هزینه: کارزار باید پیش از آغاز بگوید پول برای چه هزینه میشود و پس از پایان، گزارش هزینهها و رسیدها را منتشر کند.
- سقف و پایان روشن: کارزاری که چند برابر هدف اعلامشده پول جمع میکند و همچنان باز میماند، باید توضیح دهد مازاد آن کجا میرود.
- پیشینه گردانندگان: سابقه سیاسی و حرفهای کسانی که پول را مدیریت میکنند، از جمله همکاری گذشته با رسانههای حکومتی یا گروههای مخالف یکپارچگی ایران، باید برای کمککنندگان روشن باشد.
- تأیید مستقل: ادعای رساندن کمک به داخل ایران، تا جایی که امنیت گیرندگان اجازه میدهد، باید به گونهای قابل بررسی باشد.
اعتماد، سرمایه انقلاب
انقلاب ملی ایران در ماههای اخیر حمایت گستردهای جلب کرده است؛ از حمایت هزاران پزشک و زندانی سیاسی از شاهزاده رضا پهلوی تا تجمعهای بزرگ ایرانیان در شهرهای جهان. این سرمایه اجتماعی ارزشمندترین دارایی جنبش است و نباید قربانی کارزارهای مبهم شود.
پرسیدن درباره سرنوشت پولها نه دشمنی با کمکرسانی است و نه تفرقهافکنی؛ بخشی از همان فرهنگ پاسخگویی است که ایرانیان در برابر جمهوری اسلامی برایش مبارزه میکنند. جنبشی که فردای ایران را بر پایه قانون و شفافیت وعده میدهد، باید امروز همین معیارها را در میان خود رعایت کند. هر کس به نام انقلاب پول جمع میکند، باید آماده باشد درباره آن حساب پس بدهد.
شفافیت مالی در کارزارهای کمکرسانی، شرط حفظ اعتماد ایرانیان به انقلاب ملی است و ابهام در آن تنها به سود جمهوری اسلامی تمام میشود.