انتقال پروژه شکوفایی ایران از نوفدی؛ رشد سازمانی، نه نشانه شکاف
تحلیل · ۲۵ مهر ساعت ۱۲:۳۴ · خبرنگار اختصاصی دیار
تحلیل دیار: انتقال پروژه شکوفایی ایران از نوفدی به نهادی تازه روالی عادی در رشد سازمانهاست و شایعه اختلاف در اردوگاه شاهزاده رضا پهلوی پشتوانهای ندارد.
انتقال پروژه شکوفایی ایران از نوفدی (اتحادیه ملی برای دموکراسی در ایران) به نهادی تازه، در روزهای گذشته به دستمایه موجی از گمانهزنیها درباره «اختلاف» یا «شکست» در اردوگاه شاهزاده رضا پهلوی بدل شد. بررسی آنچه بهطور رسمی اعلام شده و مقایسه آن با روال معمول نهادهای سیاسی و پژوهشی در جهان نشان میدهد این تغییر بیش از هر چیز نشانه گسترش کار پروژه است، نه نشانه گسست.
آنچه رسمی اعلام شد
دفتر رسانهای شاهزاده رضا پهلوی اعلام کرد که انتقال پروژه شکوفایی ایران از نوفدی تکمیل شده است و پروژه در نهادی تازه، کار آمادگی برای دوران گذار را ادامه میدهد. در این اعلام، سخنی از اختلاف، کنارهگیری یا توقف کار در میان نبود؛ آنچه گفته شد ادامه همان مأموریت در قالبی تازه بود.
نوفدی سازمانی غیرانتفاعی در آمریکاست که سالها با شاهزاده رضا پهلوی همکاری داشته است. مهمترین حاصل این همکاری پروژه شکوفایی ایران بود؛ طرحی که به ابتکار شاهزاده و با پشتیبانی نوفدی شکل گرفت تا برنامهای عملی برای دوره اضطرار، گذار و بازسازی اقتصادی ایران پس از جمهوری اسلامی تدوین کند. رابطه نوفدی با پروژه، رابطه پشتیبانی بود: نهادی که زمینه آغاز یک طرح را فراهم کرد، نه مالک همیشگی آن.
چرا پروژهها از نهاد مادر جدا میشوند
جدا شدن یک طرح از نهادی که آن را پرورانده، در جهان سیاستگذاری و پژوهش پدیدهای رایج است. طرحهایی که در دل یک بنیاد یا اندیشکده آغاز میشوند، وقتی دامنه کارشان بزرگتر از ظرفیت نهاد میزبان میشود، معمولاً ساختار مستقل خود را پیدا میکنند: بودجه، مدیریت و هویت حقوقی جداگانه. این کار به آنها امکان میدهد با شرکای تازه کار کنند، در کشورهای دیگر فعالیت داشته باشند و تمرکز خود را حفظ کنند.
پروژه شکوفایی ایران دقیقاً به چنین نقطهای رسیده است. به گفته سعید قاسمینژاد، مدیر پروژه، نزدیک به ۲۰۰ متخصص برنامه دوران اضطرار و گذار را نوشتهاند و دفترچه این دوره با هزاران نظر بازنگری شده است. پروژه در ماههای اخیر از آب و انرژی تا پول و ارز، از جمله جایگزینهای ریال، را در دستور کار داشته و در شهرهای مختلف اروپا و آمریکا با ایرانیان دیدار کرده است. کاری با این وسعت، به ساختاری متناسب با خود نیاز دارد.
شایعهسازی، الگویی تکراری
واکنش بخشی از مخالفان شاهزاده رضا پهلوی به این خبر، الگویی آشناست: هر تغییر اداری یا سازمانی در اطراف او بیدرنگ به «بحران» و «فروپاشی» تعبیر میشود، بی آنکه سندی برای آن ارائه شود. به ارزیابی تحلیلگران دیار، این شیوه بیش از آنکه بر واقعیت تکیه داشته باشد، بر این فرض بنا شده که هر خبری درباره اردوگاه شاهزاده باید به زیان او روایت شود.
این الگو تازه نیست. پیش از این نیز برچسبزنی و روایتسازی، چنانکه در تحلیل دیار درباره برچسب «پروژه» آمده، ابزاری کمهزینه برای بیاعتبار کردن هواداران شاهزاده بوده است. شایعه درباره ساختارهای برنامهریزی گذار نیز همان کارکرد را دارد: القای این تصور که بدیل جمهوری اسلامی آماده نیست.
معنای این تغییر برای انقلاب ملی ایران
آنچه برای ایرانیان داخل کشور اهمیت دارد، ادامه کار برنامهریزی برای فردای ایران است. کارمندان، نظامیان و بدنه جامعه برای پیوستن به مردم به تصویری روشن از آینده نیاز دارند؛ تصویری که پروژه شکوفایی ایران میکوشد آن را با برنامههای مشخص اقتصادی و اداری فراهم کند. نهادی مستقلتر با ظرفیت بیشتر، در صورت تحقق آنچه اعلام شده، میتواند این کار را سریعتر و گستردهتر پیش ببرد.
تنوع نهادها و همکاریهای تازه همچنین نشانهای از همان کثرتگرایی است که شاهزاده رضا پهلوی برای ایران آزاد ترسیم میکند: تقسیم کار میان نهادهای مختلف، به جای تمرکز همه چیز در یک سازمان.
جمعبندی
بر پایه آنچه تاکنون بهطور رسمی اعلام شده، انتقال پروژه شکوفایی ایران از نوفدی تغییری در چارچوب روال عادی توسعه سازمانی است و نشانهای از اختلاف یا شکست در آن دیده نمیشود. محک واقعی این تغییر، کارنامه پروژه در ماههای آینده خواهد بود: انتشار برنامههای تازه و آمادگی بیشتر برای روزی که ایران از جمهوری اسلامی عبور کند.
انتقال پروژه شکوفایی ایران از نوفدی نشانه گسترش کار برنامهریزی گذار است، نه نشانه شکاف در اردوگاه شاهزاده رضا پهلوی.