۱۴۰۵ مهر ۲۸, سه‌شنبه
ارسال لینک

تکیه جمهوری اسلامی بر روسیه؛ از پیشه‌وری تا لاوروف، چرخه رها شدن متحدان

تحلیل دیار: سفر لاوروف به تهران الگوی کهنه روابط با روسیه را یادآوری می‌کند؛ حمایت مشروط از متحدان و رها کردن آنان هنگامی که منافع مسکو اقتضا کند.

تکیه جمهوری اسلامی بر روسیه؛ از پیشه‌وری تا لاوروف، چرخه رها شدن متحدان
تصویر آرشیوی؛ عکس: Unknown author، مجوز CC BY-SA 4.0، ویکی‌مدیا کامنز

سفر سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه، به تهران در روز دوشنبه ۲۷ مهر ۱۴۰۵ با این پیام همراه بود که مسکو خود را میانجی و پشتیبان جمهوری اسلامی در برابر آمریکا و اسرائیل می‌داند. لاوروف در دیدار با عباس عراقچی از بازگشت تدریجی متخصصان روس به نیروگاه بوشهر و حمایت از تفاهم‌نامه اسلام‌آباد سخن گفت. اما تاریخ روابط ایران و روسیه الگویی را نشان می‌دهد که این سفر بار دیگر آن را برجسته می‌کند: حمایت مشروط، بهره‌برداری سیاسی و سرانجام کنار گذاشتن متحدان هنگامی که منافع بزرگ‌تری در میان باشد.

سفر لاوروف به تهران نخستین سفر او پس از جنگ بود و هدف اعلام‌شده‌اش جلوگیری از بازگشت جنگ گسترده. پرسش اصلی اما این است که جمهوری اسلامی تا کجا می‌تواند بر قدرتی تکیه کند که بارها نشان داده متحدانش را ابزار چانه‌زنی می‌بیند.

درس ۱۳۲۴ و ۱۳۲۵؛ آذربایجان و مهاباد

روشن‌ترین نمونه این الگو به سال‌های پس از جنگ جهانی دوم بازمی‌گردد. اتحاد جماهیر شوروی که شمال ایران را در اشغال داشت، از «فرقه دموکرات آذربایجان» به رهبری جعفر پیشه‌وری و «جمهوری مهاباد» به رهبری قاضی محمد پشتیبانی کرد؛ دو حرکت تجزیه‌طلبانه که بدون چتر ارتش سرخ امکان شکل‌گیری نداشتند. حزب توده نیز در تهران هم‌سو با مسکو حرکت می‌کرد.

اما هنگامی که فشار آمریکا و بریتانیا در سازمان ملل بالا گرفت و دولت احمد قوام با وعده امتیاز نفت شمال وارد گفت‌وگو با مسکو شد، ژوزف استالین نیروهایش را در اردیبهشت ۱۳۲۵ از ایران بیرون برد. ارتش ایران در آذر همان سال به آذربایجان بازگشت، پیشه‌وری به شوروی گریخت و سال بعد در حادثه‌ای که هنوز پرسش‌برانگیز است جان باخت، و قاضی محمد در فروردین ۱۳۲۶ اعدام شد. نامه استالین به پیشه‌وری در همان روزها، به روایت تاریخ‌نگاران، نشان می‌دهد که مسکو آن حرکت را بیش از هر چیز اهرمی برای گرفتن امتیاز از تهران می‌دید و پس از رسیدن به هدف، دیگر به آن نیازی نداشت.

این تجربه تنها یک نمونه است. ایران پیش‌تر در جنگ‌های قرن نوزدهم و با عهدنامه‌های گلستان و ترکمانچای، بهای سنگین همسایگی با قدرتی توسعه‌طلب را پرداخته بود.

پیمان راهبردی بدون تعهد دفاعی

امروز جمهوری اسلامی سیاست خارجی خود را تا حد زیادی با مسکو هماهنگ کرده است: پیمان مشارکت راهبردی جامع که دی ۱۴۰۳ امضا شد، همکاری نظامی و اقتصادی در سایه تحریم، و تکیه بر حق وتوی روسیه در شورای امنیت. با این حال آن پیمان هیچ تعهد دفاع متقابلی در خود نداشت و در جنگ اخیر نیز کمک روسیه به تهران محدود ماند؛ تا جایی که دونالد ترامپ گفت روسیه کمک چندانی به جمهوری اسلامی نمی‌کند و آمریکا درباره جمهوری اسلامی با مسکو هم مذاکره می‌کند.

به ارزیابی تحلیلگران دیار، روسیه، چه در قالب شوروی و چه فدراسیون امروز، منافع ملی خود را بر هر اتحادی مقدم می‌داند. اگر هزینه حمایت از تهران از سود آن بیشتر شود، چه در گفت‌وگو با غرب، چه در تنظیم روابط با کشورهای عربی خلیج فارس و چه در معادلات جنگ اوکراین، تکرار همان الگوی کناره‌گیری دور از انتظار نیست.

رابطه‌ای نابرابر و تنهایی جمهوری اسلامی

این چرخه نتیجه منطقی یک رابطه نامتوازن است. طرف ضعیف‌تر به امید پشتیبانی امنیتی و دیپلماتیک، استقلال راهبردی خود را قربانی می‌کند و طرف قوی‌تر از همین وابستگی برای چانه‌زنی بهره می‌گیرد. حکومتی که سال‌ها شعار «نه شرقی، نه غربی» سر داد، اکنون در جایگاهی است که حتی متحد اصلی‌اش بیش از نجات آن به منافع خود می‌اندیشد.

تنهایی جمهوری اسلامی عمیق‌تر از آن است که با یک سفر دیپلماتیک پوشانده شود. برای ایرانیان، درس پیشه‌وری و قاضی محمد دوگانه است: هم هشداری درباره سرنوشت کسانی که آینده خود را به تصمیم‌های مسکو گره می‌زنند، و هم یادآور این‌که استقلال و تمامیت ارضی ایران را تنها حکومتی ملی که بر پشتیبانی مردم خود تکیه دارد می‌تواند پاس بدارد.

روستاییان زنجان در سال ۱۳۲۵ در برابر فرقه دموکرات آذربایجان به رهبری پیشه‌وری سلاح برداشتند
روستاییان زنجان در سال ۱۳۲۵ در برابر فرقه دموکرات آذربایجان به رهبری پیشه‌وری سلاح برداشتند

روسیه بارها نشان داده که متحدانش را تا جایی پشتیبانی می‌کند که سودی برایش داشته باشند.

۰
برای نوشتن نظر وارد شوید یا عضو شوید.

هنوز نظری نوشته نشده. اولین نفر باشید.