۱۴۰۵ آبان ۱۸, دوشنبه
ارسال لینک

«شما نورید» در برابر «خس و خاشاک»؛ دو زبان، دو نگاه به ملت ایران

زبان شاهزاده رضا پهلوی در فرانکفورت که ایرانیان را نماد شیر و خورشید خواند، با برچسب‌های جمهوری اسلامی برای معترضان، دو نگاه متضاد به ملت را نشان می‌دهد.

چرا مهم است: زبانی که حکومت برای معترضان به کار می‌برد، پیش‌درآمد احکام اعدام است؛ مقایسه آن با زبان شاهزاده دو آینده متفاوت برای ایران را نشان می‌دهد.

«شما نورید» در برابر «خس و خاشاک»؛ دو زبان، دو نگاه به ملت ایران
عکس: کارزار ایران را پس می‌گیریم

شاهزاده رضا پهلوی سخنرانی خود در گردهمایی ایرانیان فرانکفورت را با جمله‌ای به پایان برد که دفتر رسانه‌ای او یکشنبه ۱۷ آبان ۱۴۰۵ بازنشر کرد: «شما نماد شیر و خورشید کشورمان هستید، همچون شیر به پا خیزید و همچون خورشید بدرخشید.» این جمله در ظاهر یک پایان‌بندی احساسی است، اما در کنار زبانی که جمهوری اسلامی در ۴۷ سال گذشته برای خطاب به ایرانیان به کار برده، تفاوتی بنیادین را آشکار می‌کند: یکی شهروند را صاحب کشور می‌داند و دیگری او را تهدیدی که باید مهار شود.

زبان جمهوری اسلامی درباره معترضان

جمهوری اسلامی در هر موج اعتراضی، پیش از گلوله و زندان، با واژه‌ها به سراغ معترضان رفته است. محمود احمدی‌نژاد در خرداد ۱۳۸۸ میلیون‌ها معترض به نتیجه انتخابات را «خس و خاشاک» نامید. در سال‌های بعد، واژه‌هایی چون «اغتشاشگر»، «فتنه‌گر» و «عامل بیگانه» به زبان رسمی رسانه‌ها و دادگاه‌های حکومت بدل شد.

پس از خیزش دی‌ماه ۱۴۰۴ و به‌ویژه در دوران جنگ، این برچسب‌ها سنگین‌تر شده‌اند. معترضان در کیفرخواست‌ها «جاسوس» و «همدست اسرائیل» خوانده می‌شوند و همین اتهام‌ها پایه احکام اعدام قرار می‌گیرد. اعدام حسن دیوبند، حمید کاظمی و رضا زنگنه در کرج در همین روز، و ۱۰ حکم اعدام پرونده میدان شهدای اصفهان که بر پایه اعتراف زیر شکنجه صادر شد، نشان می‌دهد این زبان در جمهوری اسلامی فقط تبلیغات نیست؛ مقدمه حکم است.

برچسب «همدست دشمن» کارکرد روشنی دارد: شهروندی که اعتراض می‌کند، دیگر عضو ملت شمرده نمی‌شود و سرکوب او دفاع از کشور جلوه داده می‌شود. همین منطق در تهدید تازه جمهوری اسلامی علیه ایرانیان خارج از کشور هم دیده می‌شود که آنان را به توقیف اموال و قطع خدمات کنسولی تهدید کرد.

زبان شاهزاده رضا پهلوی

در برابر، شاهزاده رضا پهلوی در سخنرانی‌ها و پیام‌هایش ایرانیان را صاحبان اصلی کشور و نماد هویت ملی آن خطاب می‌کند. او جایزه آزادی ۲۰۲۶ را امانت ملت ایران دانست و گفت آن را در تهران به مردم بازمی‌گرداند. در فرانکفورت هم مخاطبانش را با نماد شیر و خورشید یکی دانست؛ نمادی که بیش از هر نشان دیگری با تاریخ و پیوستگی ایران پیوند دارد و جمهوری اسلامی سال‌ها کوشید آن را از حافظه عمومی پاک کند.

این تفاوت در لحن به تفاوت در نگاه سیاسی برمی‌گردد. حکومتی که مشروعیت خود را از «ولایت» می‌گیرد، مردم را رعیتی می‌بیند که باید اطاعت کنند و هر نافرمانی را خیانت می‌شمارد. جنبشی که مشروعیت خود را از رأی و اراده مردم می‌گیرد، ناچار است مردم را صاحب‌اختیار بداند. شاهزاده رضا پهلوی بارها گفته است که شکل نظام آینده ایران را رأی آزاد مردم تعیین خواهد کرد.

پیوند با کارنامه دوران پهلوی

به ارزیابی تحلیلگران دیار، بخشی از حمایت گسترده از شاهزاده رضا پهلوی در داخل و خارج ایران از همین مقایسه می‌آید. بسیاری از ایرانیان دوران پیش از ۱۳۵۷ را دوره‌ای به یاد می‌آورند که فرهنگ، هنر و جایگاه بین‌المللی ایران در حال رشد بود، و چهار دهه پس از آن را دوره انزوا، فقر و سرکوب. شعار «این شب سیاه» که در خیزش‌ها شنیده می‌شود، از همین تجربه برمی‌خیزد.

مقایسه زبان دو طرف به همین دلیل اهمیت دارد. شهروندی که «خس و خاشاک» یا «جاسوس» خوانده می‌شود، در نگاه حکومت حقی ندارد. شهروندی که «نماد شیر و خورشید» خوانده می‌شود، صاحب کشور است و آینده آن را خود می‌سازد.

آنچه این تفاوت برای انقلاب ملی معنا دارد

انقلاب ملی ایران در کنار مبارزه سیاسی، مبارزه‌ای بر سر روایت هم هست. جمهوری اسلامی می‌کوشد معترضان را بیگانه و دشمن معرفی کند تا اعدام‌ها و مصادره‌ها را توجیه کند. پاسخ شاهزاده رضا پهلوی بازگرداندن کرامت به همان مردمی است که حکومت تحقیرشان می‌کند. هم‌زمانی اعدام سه معترض کرج با انتشار جمله پایانی سخنرانی فرانکفورت، این دو نگاه را در یک روز کنار هم قرار داد.

جمهوری اسلامی معترضان را «جاسوس» می‌خواند تا اعدامشان کند؛ شاهزاده رضا پهلوی آنان را نماد شیر و خورشید می‌داند.

منابع این گزارش · بر پایه ۱ منبع
برای نوشتن نظر وارد شوید یا عضو شوید.

هنوز نظری نوشته نشده. اولین نفر باشید.