برچسب «پروژه»؛ ارزانترین ابزار جمهوری اسلامی برای خاموش کردن منتقدان
تحلیل · ۲۴ مهر ساعت ۰۲:۴۲ · خبرنگار اختصاصی دیار
تحلیل دیار: برچسب «پروژه» به منتقدان داخل ایران، بهویژه ملیگرایان و هواداران شاهزاده رضا پهلوی، ابزاری کمهزینه برای بیاعتبار کردن و ترساندن جامعه است.
در هفتههای اخیر، هر بار شهروندی از داخل ایران با زبان نقد یا طنز به جمهوری اسلامی اعتراض کرده، موجی از اتهام در شبکههای اجتماعی به راه افتاده است: «چطور کسی از داخل کشور جرئت چنین کاری را دارد، مگر آنکه خودش پروژه حکومت باشد؟» به ارزیابی تحلیلگران دیار، این برچسب نه یک واکنش خودجوش، بلکه شیوهای سنجیده و کمهزینه برای خاموش کردن معترضان داخل است؛ شیوهای که بهجای پاسخ دادن به حرف منتقد، خود او را از چشم جامعه میاندازد.
پرونده سعید شکیبا؛ نمونهای روشن
نمونه تازه این الگو، پروندهسازی دادسرای تهران علیه سعید شکیبا، دوبلور و طنزپرداز، است. دادسرا بهخاطر ویدیوی تقلید صدای علی خامنهای علیه او پرونده ساخت و صفحه اینستاگرامش را مسدود کرد. با این همه، همزمان با برخورد قضایی، در فضای مجازی این ادعا پخش شد که چنین طنزی از داخل ایران «ممکن نیست» و سازنده آن لابد با حکومت همکاری دارد.
این دو روایت با هم نمیخوانند. اگر کسی «پروژه» حکومت بود، دستگاه قضایی برایش پرونده نمیساخت و صدایش را نمیبست. اما برچسب «پروژه» برای کارکرد خود نیازی به منطق ندارد؛ کافی است تردید بکارد.
چرا برچسب «پروژه» کارآمد است
سرکوب مستقیم برای جمهوری اسلامی پرهزینه است: هر بازداشت، هر حکم و هر اعدام واکنش داخلی و بینالمللی به دنبال دارد و، چنانکه گزارش تازه دبیرکل سازمان ملل نشان میدهد، کارنامه حکومت را سنگینتر میکند. برچسبزنی اما تقریباً رایگان است. حکومت دیگر لازم نیست منتقد را ساکت کند؛ کافی است مخاطبان او را نسبت به نیتش بدگمان کند. نتیجه، تنهایی منتقد است: مخاطبی که به او بیاعتماد شده، از او دفاع نمیکند.
به ارزیابی تحلیلگران دیار، پیام این شیوه به کل جامعه است، نه فقط به یک فرد: اگر اعتراض کنید، اگر بخندید، اگر از خط قرمزها بگذرید، بهجای پاسخ، هویت و انگیزه شما زیر سؤال میرود. هزینه مخالفت آنقدر بالا میرود که دیگران پیش از هر اقدامی سکوت را برگزینند.
چرا بیشتر ملیگرایان هدفاند
نکته درخور توجه، گزینشی بودن این برچسب است. بیشترین فشار، از بسته شدن صفحههای مجازی تا بازداشت، حبس، شکنجه و اعدام، متوجه ملیگرایان و هواداران شاهزاده رضا پهلوی بوده است؛ همان جریانی که در خیزش دیماه شعارهای ملی و پرچم شیر و خورشید را به خیابان آورد. به ارزیابی تحلیلگران دیار، با برخی چهرههای منتقد از جریانهای دیگر رفتار متفاوتی دیده شده است. این تفاوت نشان میدهد جمهوری اسلامی جریان ملی را تهدید اصلی خود میداند و برای مهار آن، از هر دو ابزار، سرکوب و بدنامسازی، همزمان بهره میگیرد.
وقتی سرکوب و اعدام نتوانسته صدای اعتراض را خاموش کند و ترس جای خود را در میان ملیگرایان از دست داده، تغییر شیوه منطقی است: به مخالف برچسب بزن، بدنامش کن و او را به «پروژه» متهم کن.
پیامد برای انقلاب ملی ایران
خطر اصلی برچسب «پروژه» تنها نابودی اعتبار یک نفر نیست؛ ویران کردن اعتماد میان مخالفان است. جنبشی که اعضایش به یکدیگر بدگمان باشند، نمیتواند به صدایی یکپارچه و نیرومند برسد. همین است که این شیوه را برای حکومت ارزشمند میکند و برای مخالفان خطرناک.
پاسخ به این ترفند، هوشیاری است. اتهام، سند نیست و تکرار، حقیقت نمیسازد. هر ادعایی درباره همکاری یک منتقد با حکومت باید با سند سنجیده شود، نه با گمان. معیار داوری درباره یک منتقد، حرف و کارنامه اوست، نه شایعهای که درباره نیتش پخش میشود.
برچسب «پروژه» بهجای پاسخ به منتقد، اعتماد میان مخالفان را نشانه میگیرد؛ اتهام، سند نیست و تکرار، حقیقت نمیسازد.