۱۴۰۵ مهر ۳۰, پنجشنبه
ارسال لینک
گزارش اختصاصی دیارتحلیل#جنگ ایران و آمریکا

جنگ‌طلبی جمهوری اسلامی و سکوت منتقدان پادشاهی‌خواهان

تحلیل دیار: کسانی که پادشاهی‌خواهان را به جنگ‌طلبی متهم می‌کردند، در برابر تهدیدها و تجمع‌های جنگ‌طلبانه خود جمهوری اسلامی سکوت کرده‌اند.

جنگ‌طلبی جمهوری اسلامی و سکوت منتقدان پادشاهی‌خواهان
تصویر آرشیوی؛ عکس: Ninara from Helsinki, Finland، مجوز CC BY 2.0، ویکی‌مدیا کامنز

در ماه‌های گذشته بخشی از فعالان، رسانه‌ها و حساب‌های مجازی که خود را مدافع «میهن» و «کیان ایران» معرفی می‌کنند، بارها ایرانیان خارج از کشور و به‌ویژه حامیان شاهزاده رضا پهلوی را به جنگ‌طلبی متهم کردند. اکنون که جمهوری اسلامی آشکارا از جنگ تازه سخن می‌گوید و آن را در خیابان و در دکترین نظامی خود پیش می‌برد، همین صداها تقریباً خاموش‌اند. به ارزیابی تحلیلگران دیار، این سکوت نشان می‌دهد معیار آنان مخالفت با جنگ نبود، بلکه مخالفت با انقلاب ملی ایران بود.

جنگ‌طلبی در خیابان، با پشتیبانی حکومت

از نخستین روزهای جنگ اسفند ۱۴۰۴، حامیان حکومت در میدان‌های تهران و شهرهای دیگر تجمع‌های شبانه برپا کردند. این تجمع‌ها به‌تدریج به سکوی مخالفت با هر توافقی با آمریکا تبدیل شد؛ شرکت‌کنندگان پلاکاردهایی در دعوت به نبرد و انتقام در دست داشتند و تصویر مجتبی خامنه‌ای را بالا می‌بردند. حکومتی که کوچک‌ترین تجمع معترضان را با گلوله پاسخ می‌دهد، به این اجتماعات اجازه داد و چهره‌هایشان را به تلویزیون رسمی برد.

این تجمع‌ها خودجوش نیستند. در مهرماه، به گفته شهروندان اراک، مسئولان استان مرکزی پاکبانان شهرداری را برای حضور در تجمع حکومتی تهدید کردند. هزینه این صحنه‌آرایی را ساختار حاکم و نهادهای آن می‌پردازند و امنیت آن را نیروهای امنیتی و لباس‌شخصی تأمین می‌کنند.

از خیابان تا دکترین نظامی

جنگ‌طلبی تنها شعار تجمع‌ها نیست. سپاه پاسداران چهارشنبه ۲۹ مهر اعلام کرد دکترین دفاعی جمهوری اسلامی جای خود را به حمله داده است. محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، در مهرماه تهدید کرد که اگر جنگ از سر گرفته شود، کابل‌های زیردریایی، مراکز داده و تأسیسات هوش مصنوعی در کشورهای حاشیه خلیج فارس هدف قرار می‌گیرند. هم‌زمان، به گفته سه مقام ارشد، تهران مذاکره با آمریکا را عمداً طولانی کرده است.

به این ترتیب، تصمیم به رویارویی نظامی تصمیمی سازمانی است که در رأس حکومت گرفته می‌شود، در خیابان نمایش داده می‌شود و هزینه آن از جان و معیشت مردم ایران پرداخت می‌شود.

استانداردی دوگانه

همان فعالان و رسانه‌هایی که تا دیروز با مصاحبه، مقاله و توییت، پادشاهی‌خواهان را به دعوت از بیگانه برای جنگ متهم می‌کردند، امروز حتی یک تیتر کوتاه درباره اصرار جناح‌های درون حکومت به جنگ ندارند. اگر نگرانی آنان واقعاً جان ایرانیان و تمامیت ایران بود، تهدید به حمله به زیرساخت‌های کشورهای همسایه و آماده‌سازی خیابان برای جنگ باید نخستین موضوع نقدشان می‌بود.

در میان این صداها کسانی هم هستند که زمانی از شاهزاده رضا پهلوی حمایت می‌کردند، اما امروز مواضعشان با روایت جمهوری اسلامی و سازمان مجاهدین خلق تفاوتی ندارد و از سپاه پاسداران تمجید می‌کنند؛ نیرویی که در خیزش دی‌ماه دست به کشتار معترضان زد. تاریخ ایران بارها نشان داده که چنین چرخش‌هایی در لحظه‌های سرنوشت‌ساز رخ می‌دهد.

معنای این سکوت برای انقلاب ملی

به ارزیابی تحلیلگران دیار، مخالفت گزینشی با جنگ ابزاری سیاسی است: هر جا که مسئولیت بر دوش جمهوری اسلامی باشد، سکوت می‌شود و هر جا که بتوان اپوزیسیون را بدنام کرد، فریاد. مردم ایران که هزینه جنگ، محاصره و سرکوب را با هم می‌پردازند، این تفاوت را می‌بینند.

عامل اصلی جنگ و ناامنی، حکومتی است که بقای خود را به بحران‌سازی گره زده است. پایان این چرخه، به باور دیار، از راه گذار به ایرانی آزاد و دموکراتیک می‌گذرد که شاهزاده رضا پهلوی و انقلاب ملی ایران برای آن تلاش می‌کنند.

مخالفت گزینشی با جنگ، که در برابر جنگ‌طلبی جمهوری اسلامی خاموش می‌شود، مخالفت با جنگ نیست؛ مخالفت با انقلاب ملی است.

۰
برای نوشتن نظر وارد شوید یا عضو شوید.

هنوز نظری نوشته نشده. اولین نفر باشید.