کارنامه یک روز جمهوری اسلامی؛ چرا عادیسازی جنایت ممکن نیست
تحلیل · ۲۴ مهر ساعت ۲۲:۵۸ · خبرنگار اختصاصی دیار
تحلیل دیار: شلیک به سوختبران، مرگ زندانی سیاسی، حبس فعالان و موج اعدام در یک روز نشان میدهد سرکوب در جمهوری اسلامی استثنا نیست، روال است.
در فاصلهای کمتر از ۴۸ ساعت، از ایرانشهر تا کرج و تهران، فهرستی از رویدادها ثبت شد که هر یک بهتنهایی میتوانست در کشوری عادی خبر اول باشد. کنار هم گذاشتن این رویدادها نشان میدهد آنچه در ایران میگذرد مجموعهای از حوادث پراکنده نیست، بلکه شیوه حکمرانی جمهوری اسلامی است؛ شیوهای که در آن جان، آزادی و حتی شوخی شهروندان بیارزش است.
فهرست یک روز
در ایرانشهر، حسن مکثایی، سوختبر اهل کهنوج و پدر چهار فرزند، با شلیک بیهشدار ماموران جان باخت. شلیک بیهشدار به سوختبران در سیستان و بلوچستان سالهاست ادامه دارد و هممیهنان بلوچ که به دلیل فقر و بیکاری به این کار ناچارند، هزینه آن را با جان خود میپردازند.
در زندان مرکزی کرج، بهزاد رضوانمهر، زندانی سیاسی، پس از ماهها انفرادی و محرومیت از درمان جان باخت. مرگ زندانیان سیاسی بر اثر محرومیت از درمان، الگویی تکراری در زندانهای جمهوری اسلامی است و مسئولیت آن مستقیماً با نهادهای امنیتی و قضایی است که زندانی را در اختیار دارند.
در تهران، بابک مرادیفر، فعال سیاسی هوادار پادشاهی، برای اجرای حکم ۳۰ ماه حبس احضار شد؛ حکمی که به دلیل حمایت از خیزش دیماه صادر شده است. یک روز پیش از آن، دادسرای تهران علیه سعید شکیبا، دوبلور و طنزپرداز، بهخاطر تقلید صدای علی خامنهای پرونده ساخت. حکومتی که از تقلید صدا میهراسد، اعتراف میکند که مشروعیتی برای دفاع ندارد.
خشونتی که در جامعه رخنه کرده است
سرکوب سیاسی تنها چهره خشونت در ایران امروز نیست. ۱۸ زن تنها در ۲۱ روز نخست مهر کشته شدند و بیشتر قاتلان همسر، شریک یا خویشاوند قربانی بودهاند. جمهوری اسلامی با قوانینی که خشونت خانگی را جرمانگاری نمیکند و مجازات قاتلان در «قتلهای ناموسی» را سبک میگیرد، خود در بازتولید این خشونت سهم دارد.
به ارزیابی تحلیلگران دیار، فقر، تورم، بیآیندگی و ترویج خشونت از بالا، فشاری را بر خانوادهها تحمیل کرده که در فاجعههای خانوادگی اخیر نیز دیده میشود. حکومتی که خود با زور حکم میراند، جامعهای را میپرورد که خشونت را راه حل میبیند.
ماشین اعدام بیوقفه کار میکند
سازمان حقوق بشر ایران تنها در ماه اوت ۲۰۲۶ دستکم ۸۲ اعدام را ثبت کرد و شمار اعدامهای ثبتشده از آغاز ۲۰۲۶ میلادی تا پایان اوت را دستکم ۵۳۲ نفر اعلام کرد. به گفته این سازمان تنها ۱۰ مورد از اعدامهای اوت بهطور رسمی اعلام شده است. این ارقام تنها مواردی است که مستند شدهاند و شمار واقعی به احتمال زیاد بیشتر است.
در میان اعدامشدگان، معترضان خیزش دیماه نیز هستند؛ از جمله مجید نیکاندیش، جوان ۲۵ سالهای که در مشهد اعدام شد و در آخرین نوشتهاش تنها پرسیده بود «چرا؟». هنوز دهها جوان دیگر، از جمله رضا زنگنه، در خطر اعدام قرار دارند. آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل، نیز در گزارش تازه خود از سرکوب بیسابقه در ایران سخن گفت و توقف فوری اعدامها را خواست.
سایه کشتار دیماه
سال ۲۰۲۶ با کشتار گسترده ۱۸ و ۱۹ دی آغاز شد؛ سرکوبی که در کمتر از ۴۸ ساعت جان شمار بسیاری از معترضان را گرفت و به ارزیابی تحلیلگران دیار در تاریخ معاصر کمنظیر است. پیامدهای آن کشتار هنوز ادامه دارد: پیمان قدیری، معترض ۴۵ ساله قرچک، پس از ۹ ماه کما جان باخت.
چرا سکوت دیگر پذیرفتنی نیست
این فهرست، کارنامه یک روز و یک ماه است، نه یک دهه. هر کوششی برای عادی جلوه دادن این وضعیت، چه از سوی دولتهای خارجی که به دنبال معامله با تهراناند و چه از سوی کسانی در داخل که آن را تقدیر میپندارند، در عمل به ادامه آن کمک میکند. خون جاویدنامان، زندانیان جانباخته و اعدامشدگان با هیچ مذاکره و مصالحهای پاک نمیشود.
برای ایرانیان، پرسش اصلی دیگر این نیست که آیا این حکومت اصلاحپذیر است؛ پرسش این است که گذار از آن چگونه و با چه رهبری انجام میشود. انقلاب ملی ایران به رهبری شاهزاده رضا پهلوی پاسخی است که بخش بزرگی از جامعه به آن رسیده است: پایان دادن به حکومتی که سرکوب را روال روزانه خود کرده، و ساختن ایرانی که در آن جان و کرامت شهروند ارزش داشته باشد.
سرکوب در جمهوری اسلامی استثنا نیست، روال روزانه است و عادیسازی آن تنها به ادامهاش کمک میکند.